محمد بن حسين البيهقي
970
تاريخ بيهقى ( فارسي )
شير و نهنگ و عقاب زين خبر بد * خيره 1 شدند اندر آب و قعرِ بيابان كس نكند اعتقاد بر كره خويش * تا نكنى شان ز خون دشمن مهمان 2 گر پرى و آدمى دژم شد زين حال * نايد كس را عجب ز جملهء حيوان مىنخورد 3 لاله برگ و ابر نخندد * تا ندهى هر دو را تو زين پس فرمان خسروِ ايران تويى و بودى و باشى * گرچه فرودست 4 غِرّه گشت بعصيان كانك بجنگِ خدا بشد بجهالت ( 5 ) * تيرش در خون زدند از پى خذلان 6 فرعون آن روز غرقه شد كه به خواندن * نيل بشد چند گامى از پى هامان 7 قاعدهء ملكِ ناصرىّ 8 و يمينى * محكمتر زان شناس در همه كيهان كاخر زين هول زخمِ 9 تيغِ ظهيرى 10 * با تن خسته روند جملهء خصمان گر نتواند كشيد اسب ترا نيز * پيل كشد مر ترا چو رستمِ دستان 11 گر گنهى كرد چاكريت نه از قصد * كردش گيتى بنان و جامه گروگان 12 گر بپذيرى ، رواست ، عذر زمانه * زانكه شده است او ز فعلِ خويش پشيمان